پنجشنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۹۹

ما اصطلاح بهزیستی روانی را در مورد جوانان و بزرگسالان زیاد شنیدهایم، اما کمتر پیش آمده که بشنویم این اصطلاح را در مورد بچههای کوچک به کار ببرند. همهی ما میدانیم که نرخ مشکلات مربوط سلامت روان نوجوانان رو به افزایش است، و باز هم میدانیم که بچهها و افراد جوان هم با روند رو به رشدی در معرض استرس و تنش هستند. اگر ما بتوانیم به بچهها از زمانی که سن پایینی دارند کمک کنیم تا سطح بهزیستیشان بالاتر برود، در واقع کمک کردهایم که زندگی بهتری را شروع کنند. اما برای بهبود همین سطح بهزیستی روانی، باید بسیار فعالانه رفتار کنیم.
اولین نکته در سلامت روان کودکان این است که آنها احساس کنند به عنوان یک فرد منحصر به فرد دوست داشته میشوند. والدین و پدربزرگ و مادربزرگها نقشی اساسی در ایجاد این احساس در کودکان دارند. آنها میتوانند بی قید و شرط کودکان را دوست بدارند، همانطور که بعد از آنها معلمان و مربیان کودک هستند که به او این احساس را میدهند که دوست داشتنی و خواستنی هستند. ما این احساس را از طریق صحبتها و طرز برخوردمان با کودک، به او نشان میدهیم. برای مثال به عنوان یک معلم، میتوانیم به آنها نشان دهیم که از دیدنشان خوشحال شدهایم، به انها لبخند بزنیم، در چشمانشان نگاه کنیم و به آنها بگوییم که چقدر امروز با دیدنشان روز خوبی شده، و چقدر مشتاقانه منتظر امروز بودهایم تا بتونیم آنها را ببینیم.
اگر با کودکان کار میکنید به این فکر کنید که هر روز چقدر به آنها خوشامد میگویید. سعی کنید کاری کنید که گرمای لبخند و نگاهتان را در خلال توجهی که به آنها میکنید، احساس کنند. این توجه ممکن است صرفا توجه به کلاه اسپایدرمن یا گُلسر جدیدی باشد که امروز بر سر دارند! به چیزهایی که برای بچهها مهم هستند توجه کنید و به آنها بگویید که چقدر از دیدنشان لذت میبرید، همین کار باعث میشود که احساس دوستداشتنی بودن داشته باشند. در ادامه چند راه ساده اما ضروری برای ایجاد این احساس در کودکان را مطرح میکنیم:
مطالعات زیادی وجود دارد که نشان میدهند کودکان به زمانی برای سپری کردن در بیرون از خانه احتیاج دارند. دادن فرصتی به آنها برای جستوجو کردن، کشف کردن، بالا رفتن و دویدن. به عنوان والدین کودک میتوانیم هر روز زمانی را برای قدم زدن با یکدیگر، به پارک و زمین بازی رفتن، حباب بازی کردن در حیاط خانه، و سرگرمیهای ساده برای لذت بردن در کنار هم را در برنامه روزانهمان قرار دهیم.

به کودکان این فرصت را بدهید تا با تمام حواسشان، به کاوش و جستوجو بپردازند. آنها در خلال کاوش و استفاده از تمام حواسشان، بهتر یاد میگیرند. یکی از بهترین مثالهای بازیهای حسی، خمیربازی است. شما میتوانید با قیمت کمی آن را تهیه کرده یا خودتان درستش کنید.
ما وظیفه داریم به کودکان کمک کنیم تا احساسات و هیجانتشان را شناسایی کنند. با استفاده از زبان هیجانات و استفاده از دایره واژگان بیانکنندهی هیجانات، در واقع آنها را توانمند میسازیم تا احساسات خودشان و دیگران را شناسایی کنند. به بچهها، از زمانی که خیلی کوچک هستند میتوانیم در مورد احساساتشان بگوییم؛ برای مثال زمانی که نوازد گریه میکند تا به او غذا بدهیم، به او میگوییم: "خب معلومه که گرسنه هستی. الان بهت غذا میدهم." یا به کودک نوپایی که بعد از رفتن پدر و مادرش از مهدکودک گریه میکند میتوانیم بگوییم: "میفهمم که تو از رفتن مامان خیلی ناراحت هستی که اینجوری گریه میکنی. اما من بهت قول میدم که تا زمانی که مامان برگرده، اینجا پیشت هستم."
همهی ما اغلب زندگیهای شلوغی داریم، به همین نسبت فرزندانمان هم زندگیهای پرمشغلهای را تجربه میکنند. ما نیاز داریم به بچهها کمک کنیم تا فرصتی برای استراحت و آرامش بیابند. آیا در خانه فضایی دارید که کودک دقایقی در آنجا به تنهایی دراز بکشد و فکر کند؟ شما همچنین میتوانید از یوگا و روشهای ذهنآگاهی برای بچههای کوچکتر استفاده کنید؛ هر دوی این فعالیتها به کودک کمک میکنند تا به آرامش برسند.

خلاقیت از فاکتورهای مهم بهزیستی روانی است. ما باید به بچهها فضایی بدهیم تا هم خودشان خلاق باشند هم با آنها خلاقانه رفتار شود. فرصتی را بگذارید تا با هم آواز بخوانید و برقصید. آواز و رقص با بچههامیتواند به تجربهای لذتبخش تبدیل شود. همچنین به بچهها فرصتی دهید تا نقاشی و کاردستی با مقوا را تجربه کنند. همهی اینها به بهزیستی روانی کودک میکند.
بچهها شوق زیادی برای اکتشاف و یادگیری دارند و نیاز دارند بزرگسالانی در اطرافشان باشند که در این یادگیری و اکتشاف با آنها همراه شوند. ما باور داریم که یکی از وظایف ما به عنوان بزرگسالان کودک این است که در این اکتشاف و ماجراجویی با کودک همراه شویم. کودکان میتوانند به طرز عجیبی مسحور یک پدیده شوند؛ این پدیده میتواند تکه چوبها یا حلزونهایی باشد که در راه فروشگاه مشاهده میکنند، یا شیفتگی که نسبت به دایناسورها پیدا میکنند. به عنوان بزرگترهای آنها، باید یاد بگیریم که چطور به آنها علاقه نشان دهیم و با بچهها همراهی کنیم.
و در نهایت اگر بخواهیم به کودکان کمک کنیم تا بهزیستی روانی بالایی داشته باشند، باید ابتدا به بهبود بهزیستی روانی خودمان توجه داشته باشیم. ما نیاز داریم که از خودمان مراقبت کنیم؛ باید تغذیه مناسبی داشته باشیم، ورزش کنیم، استراحت داشته باشیم و کارهایی را انجام دهیم که باعث شادی و خوشحالی ما شود.