قصه شب: من برادر نمیخام!

نی‌نی کوچولو داره میاد خونه ما ...

یکی بود یکی نبود؛ غیر از خدا هیچ کس نبود. تانیا یک دختریه که مهدکودک میره و تازگی‌ها متوجه شده که مادرش یک دونه نی‌نی کوچولو تو شکمش داره. روزی که تانیا فهمید که برادر داره با خوشحالی تمام خونه و همسایه رو خبر کرد و ادامه قصه شب رو باهم می‌شنویم...

نوشته شده توسط همپای کودک در تاریخ ۹۹/۰۷/۲۳ ساعت ۲۲:۰۰ | تعداد دیدگاه‌ها: ۰ دیدگاه | دسته‌بندی: بلاگ | برچسب‌ها: قصه شب، قصه شب برای بچه ها در دوران قرنطینه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *