نکات فرزندپروری در خانواده‌های تک سرپرست

گرچه اغلب پدر و مادرها از کودکان انتظار ندارند که از مرگ والد، طلاق، متارکه و به طور کلی تک سرپرست شدن خانواده‌شان با آغوش باز استقبال کنند، ولی باز هم از میزان شکایت‌ها و مقاومت‌های فرزندان خود تعجب می‌کنند.

بچه‌ها با شکایت کردن از اوضاع پیش آمده، ناراحتی و خشم خود را از آنچه از دست داده‌اند تخلیه می‌کنند و در برابر تغییرات ناشی از موقعیت جدید خانوادگی خود مقاومت می‌ورزند. این تغییرات که کودکان بالاخره آنها را خواهند پذیرفت، برایشان غیر قابل پیش‌بینی و ناخوشایند بوده است. شکایت و مقاومت به عنوان دو پاسخ طبیعی، بخشی از تطابق بچه‌ها با تغییرات زندگی آنها به شمار می‌آیند.

والد تنها، باید برای روبه‌رو شدن با این دو پاسخ آماده باشد و درک کند که کودکان، او را مرجعی برای تخلیه عاطفی و هدفی برای مقابله خود قرار خواهند داد. یکی از راه‌های آمادگی این است که والد تنها به جای اینکه منتظر شود تا شکایت و مقاومت کودکان بروز کند، خودش آنها را به ابراز آنها تشویق کند. اگر والد تنها به این ترتیب ابتکار عمل را به دست گیرد، هم می‌تواند در بیان و تخلیه شکایات و رنجش‌های آنها کمک کند و هم به آنان نشان دهد که می‌خواهد از آنها مراقبت و حمایت کند. سؤالات کلیدی که والد تنها باید بارها آنها را بپرسد، عبارتند از:

«درباره این تغییرات چه احساسی داری؟» و «کدام یک از تغییرات را دوست نداری که بپذیری؟»

طلاق و خانواده تک سرپرست

در شرایط طلاق، والد دیگر کمتر با رفتارهای مقاومت‌آمیز و شکایت‌آمیز فرزندان خود روبه‌رو می‌شود، چرا که به طور دائم در دسترس کودکان نیست و به هنگام ملاقات نیز کودکان ترجیح می‌دهند چنین رفتارهایی را از خود نشان ندهند، چون فقط گاهی والد دیگر را می‌بینند و نمی‌خواهند در رابطه خود با او تنش ایجاد کنند.

شکل کلی شکایات کودکان در خانواده‌های تک سرپرست

کودکان، شکایت‌های عاطفی خود را به شکل‌های کلی زیر بیان می کنند:

- ترس خود را با نگرانی بیان می‌کنند: «حالا چه بلایی سرم خواهد آمد؟ »

- رنج خود را با غصه خوردن بیان می‌کنند: «من به خاطر چیزی که از - دست داده‌ام، دردمندم.»

- خشم خود را با محکوم کردن بیان می‌کنند: «عادلانه نیست که این اتفاقات بيفتد.»

- درماندگی خود را با شکایت کردن بیان می‌کنند: «من قربانی حوادثی هستم که هیچ قدرتی در برابرشان ندارم.»

- والد تنهای خود را مقصر اعلام می‌کنند: «همه‌اش تقصیر توست!»

خانواده تک سرپرست

برخورد با شکایات

اگر والدِ تنها بخواهد با گوش کردن به ابراز احساسات فرزندان خود به حال آنها مفید واقع شود، باید بتواند «خوددار» باشد. او نباید حرف کودکان را قطع کرده و یا آن را اصلاح کند. او نباید از آنها انتقاد کند و نباید مانع ابراز احساسات جریحه‌دار فرزندان خود شود. والد با گوش کردن به حرف کودکان خود این پیام را به آنها منتقل می‌کند که از رنج‌های فرزندانش آگاه است. البته زمانی هم می‌رسد که باید گوش کردن را محدود کرد. ممکن است بعد از گذشت یک سال، کودکان علامتی از بهبودی یا پیشرفت بروز نداده و همچنان به شکایت کردن ادامه بدهند.

آنها در چنین وضعیتی با شکایت کردن، احساس ترس، خشم، رنج و ناتوانی خود را تخلیه می کنند و والد خود را همچنان مقصر می دانند پس، والد تنها باید در روش خود تغییری بدهد. گوش کردن در این. حالت، می تواند به جای کمک به بچه‌ها در تطابق یافتن، دوره شکایت آنها را طولانی کند. تکرار غم و غصه ممکن است برای بچه‌ها به صورت آیینی درآید که به تدریج به هدفی برای آنها تبدیل خواهد شد. این کار تنها باعث اتلاف نیروی ارزشمند آنها و ایجاد تأخیر در رفتارهای سازنده‌شان می‌شود. در چنین موقعیتی، شاید بهتر باشد که والد تنها کمتر گوش کند و بیشتر طلبکار شود: «دیگر نباید تمام نیروی خودت را صرف غصه خوردن بکنی. حالا باید به کارهایی فکر کنی که از انجام آنها لذت می‌بری.»

اگر کودکان باز هم پیشرفتی نداشتند، مراجعه به مشاوره حرفه ای توصیه می‌شود.

برخورد با مقاومت‌ها

مقاومت یعنی «نه گفتن» به چیزهایی که محیط اطراف از فرد انتظار دارد. مقاومت، رفتاری ناشی از قدرت است و فرد با این رفتار محدوده پذیرش خود را تعیین می‌کند. فرد، این مقاومت را یا فعالانه با کلامی کردن مخالفت خود بیان می کند و یا به طور منفعل با سکوت و امتناع.

 بچه ها با از دست دادن کامل یا نسبی یک والد، احساس می‌کنند که بخش مهمی از کنترل خود را بر زندگی خویش از دست داده‌اند. آنها، اغلب با مقاومت کردن می‌خواهند دوباره احساس قدرت خود را به دست بیاورند.

والد تنها می‌تواند با امتیاز دادن به بچه‌ها، از آنها در امر مهم بازیابی قدرت خود حمایت کند.

- به بچه‌ها می‌توان حق اظهار نظر داد، ولی والد تنها باید بعد از گوش کردن به حرف بچه‌ها، باز هم از آنها بخواهد که مطابق خواست او رفتارکنند. والد تنها باید به آنها تأکید کند که از او حرف‌ شنوی داشته باشند.

- به بچه‌ها می‌توان فرصت داد که پیش از رضایت دادن و حرف شنوی از والد خود، برای مدتی از انجام خواسته او خودداری ورزند.

- به بچه ها می‌توان اجازه داد در انجام کاری که از آنها خواسته شده، تأخير کنند.

- به بچه ها می‌توان اجازه داد که خواسته خود را از حیطۀ گسترده‌تری برگزینند که والد تنها آن را انتخاب کرده است.

انتقال به وضعیت خانواده تک سرپرست

در انتقال به وضعیت خانوادگی تک سرپرستی، بچه‌ها احساس می‌کنند که قدرتشان از آنها گرفته شده است. دادن چنین امتیازاتی در مراحل اولیه انتقال، نوعی احساس قدرت به آنها می‌دهد. بعد از دادن این امتیازها، والد تنها باید مصرانه بر خواسته‌های خویش پافشاری کند. با گذشت زمان و طی روند انتقال، مقاومت کودکان در برابر تغییر فروکش می‌کند و آنها به تدریج واقعیت جدید را می‌پذیرند و دوباره سر به راه می شوند.

والد تنها ممکن است فکر کند که امتیاز دادن به بچه‌ها در برابر مقاومت‌های آنها کار غلطی است، چون با این کار قدرت و اختیار او تضعیف می‌شود، اما شرط لازم برای مؤثر بودن قدرت، مطلق بودن آن نیست. والد تنها می تواند به خودش اجازه بدهد که گاهی از این قدرت عدول کند. او می‌تواند هنگام رویارویی با مقاومت کودکان، با آنها گفت‌وگو کند و به مصالحه دست یابد: «اگر قول بدهی که این کار را در زمان موافقت شده انجام بدهی، اجازه می دهم همین الان از آن دست بکشی.» با احترام گذاشتن به مقاومت‌های بچه‌ها، به نیاز آنها برای تسلط بر خود احترام گذاشته‌ایم. وقتی بچه‌ها امتیازی دریافت می‌کنند و در برابر آن به قول خود عمل می‌کنند، مسئولیت‌پذیری و همکاری را می‌آموزند. چنین توافقاتی هم به نفع والد تنها و هم به نفع فرزندان اوست.

این مطلب از کتاب «کلیدهای تربیت فرزند در خانواده‌های تک سرپرست» تهیه شده است.

برای خرید اینترنتی این کتاب، اینجا کلیک کنید.

نوشته شده توسط همپای کودک در تاریخ ۹۹/۰۷/۲۳ ساعت ۰۷:۴۸ | تعداد دیدگاه‌ها: ۰ دیدگاه | دسته‌بندی: بلاگ | برچسب‌ها: احساس قدرت، ترس، تسلط بر خود، تک سرپرست، مقاومت، نگرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *