حواس پرتی یا نگرانی!؟ (۲) راهکارهای کاهش نگرانی کودک

در مطلب قبل به این نکته اشاره کردیم که افکار فرزند ما می تواند تحت تأثیر بسیاری از اتفاقات روزمره قرار بگیرند. گاهی اوقات این اتفاقات به دلیل بار هیجانی یا احساسی زیاد (مثل ترس زیاد یا خشم زیاد) باعث نگرانی فرزند ما می شوند. این نگرانی همیشگی کودک را از زندگی طبیعیش خارج ساخته و او را همواره گوش بزنگ یک اتفاق استرس زا می کند. بنابراین بخش زیادی از مغز کودک مشغول پاسخ به این سوال می شود که:
کدام موقعیت ها برای من نگران کننده نیست؟
مطلب قبل را در اینجا بخوانید.

در بحث این قسمت به بررسی راهکارهای صرفاً ابتدایی مواجهه با این نگرانی ها خواهیم پرداخت.

- در بسیاری از مواقع می توان تنها این نگرانی کودک را درک کرد؛ فرزند ما به دلیل تجربه ی اضطراب زیاد در موقعیت نگرانی نیاز دارد که مورد همدلی و توجه قرار بگیرد. این اولین مرحله ای است که ما می توانیم برای کودک خود محیط امنی را فراهم کنیم.
- پرت کردن حواس در بعضی مواقع می تواند راهکار مناسبی باشد؛ مثلا اگر کودک از صدای آژیر پلیس دچار نگرانی شده است می توان او را مشغول کار یا بازی مورد علاقه اش کنیم. البته این برای مواقعی است که نگرانی کودک لحظه ای و زودگذر است و ما نیز فرصت زیادی برای بررسی موقعیت نداریم.
- یک راه های مناسب برای درک بهتر نگرانی فرزندانمان بعد از همدلی این است که بتوانیم فکر نگران کننده او را بشناسیم. گاهی اوقات فرزندان ما دارای خطاها و تحریف هایی در ذهن و فکرشان هستند که در مطلب "حواس پرتی یا نگرانی!؟ وقتی افکار فرزند ما پر از نگرانی هستند" به بخشی از این افکار اشاره شد.

محبت کردن به کودکان

این افکار به کودکان اجازه نمی دهد تا بتوانند موقعیت را به درستی درک کنند و بعد برای آن به دنبال راه حلی منطقی باشند. این تحریف های شناختی شامل موارد زیر هستند:
۱. نتیجه گیری دلخواه: در این تحریف شناختی کودکان یک برداشت غلط از اتفاق را در ذهن خود می پرورانند که اصلا شواهدی برای واقعی بودن آن در جهان خارج وجود ندارد؛ به عنوان مثال "وقتی علی امروز به من زنگ نزد یعنی این که اون از من بدش می آید".
۲. جداسازی گزینشی: در این تحریف کودک به یک مقوله ی کاملاً بی اهمیت به صورت افراطی توجه می کند؛ مثلاً "من امروز تو کلاس کنفرانس دادم؛ ولی به محض اینکه ارائه ام تموم شد یه دفعه ای یکی از دوستام خمیازه کشید؛ درحالی که در کلاس تقریباً همه کلاس مشغول تشویق کردن محمد بودند".
۳. تعمیم دادن: در این خطای رایج فکری نیز وقتی کودک دچار یک اشتباه یا شکست می شود نتیجه می گیرد که در رشته های دیگر هم نمی تواند موفق باشد.
۴. کوچک یا بزرگ شمردن: در این خطا کودکان یک اتفاق یا موفقیت یا شکست را از حد طبیعی خود کوچک تر یا بزرگ تر می پندارند. مثل این مثال که "خیابان ها پر از سگ های وحشی هستند (بزرگ شمردن خطر) و من هم هیچ کاری نمی توانم بکنم (کوچک شمردن توانایی خود)".
۵. تفکر سیاه یا سفید: عملاً وقتی کودک ما می گوید "من هیچ کاری را نمی توانم درست انجام دهم" یا اینکه چون "عرفان حرف من رو فهمید پس اون بهترین دوست دنیاست" را می توان به ترتیب تفکر سیاه و تفکر سفید نامید؛ این نوع تفکر یعنی همه چیز یک فرایندی صفر و یکی دارد و همه چیز قطعی است؛ معمولاً کودکان برای ارزش گذاری (+ یا -) بر روی اتفاقات یا اشخاص از این نوع تفکر استفاده می کنند.
۶. شخصی کردن: در شخصی سازی کردن کودک هر رویدادی را بیش از حد به خود می گیرد یا به عبارتی او خود را خیلی مقصر در امور می پندارد، در صورتی که ممکن است آن اتفاق هیچ ربطی به او نداشته باشد؛ مثلاً وقتی کودک می بیند یک نفر دارد می خندد این خنده را نوعی مسخره کردن خودش می پندارد.
۷. منطق احساسی: در این خطای فکر نیز کودکان به هر اتفاقی یک برچسب احساسی زودگذر می دهند؛ مثلا "من چون ناراحتم پس همیشه شکست خواهم خورد".
این هفت تحریف یا خطای شناختی می تواند زمینه را برای نگرانی و اضطراب کودک فراهم کند.

اشتباه فرزندپروری

- بررسی افکار فوق به همراه کودک روش مناسبی برای کاهش نگرانی های اوست. اما قبل از هرگونه کاری باید بدانیم که خودمان نیز چقدر از این تحریف های شناختی بهره می بریم؛ چون همه ی افراد به میزانی از این خطاها و تحریف ها استفاده می کنند.
- خیلی اوقات افکار کودک به صورت خودکار به ذهن او هجوم می آورند؛ این افکار عمدتاً غیر واقعی هستند و می توان آن ها را با دلیل و منطق تا حدی تعدیل کرد؛ به عنوان مثال:
کودک: "مامان این جا همیشه ترسناکه؛ من میام اینجا حالم بد میشه؛ یعنی یه جورایی نگران میشم. خیلی سگ هست اینجا".
مادر: بعد از برقراری ارتباط همدلانه، انعکاس هیجان و فهم دقیق علت نگرانی (مثل اوه راست میگی سگ یکمی ترسناکه یا می فهمم یکمی نگران شدی) مادر می تواند از واژه ی "همیشه" فرزند خود متوجه شود که او از یک خطای فکر استفاده کرده است؛ به عبارت دیگر از آن محل موردنظر فقط دو بار سگ های ولگرد عبور کرده اند و درواقع کودک با بزرگ شمردن این اتفاق قصد دارد بار واقعی ترسش را بیشتر جلوه دهد. در این موقع مادر می تواند بگوید "ببین عزیزم حق داری از سگ ها بترسی، بعضی از اونا خیلی ترسناک هستن؛ ولی اگه یادت باشه ما قبلنا که از این مسیر می آمدیم اصلاً سگی رو نمی دیدیم؛ یادته؟"
- باید توجه داشت که در بعضی مواقع جایگزینی افکاری که باعث نگرانی شدید در کودکان می شوند را نمی توان به راحتی کنترل کرد؛ به همین دلیل مهم است که برای بررسی این نگرانی ها و شدت آن ها به روان شناس کودک و نوجوان مراجعه نمود.

این مطلب ادامه دارد...

منبع مورد استفاده:
کلیدهای مقابله با اضطراب در کودکان و نوجوانان، نوشته کاتارینا ماناسیس و ترجمه فرناز فرود، مؤسسه انتشارات صابرین

با ما همراه باشید:
مرکز خدمات روانشناسی همپای کودک
hampayekoodak@
021-46013879
021-46046588

نوشته شده توسط همپای کودک در تاریخ ۹۹/۰۷/۲۳ ساعت ۱۵:۰۲ | تعداد دیدگاه‌ها: ۰ دیدگاه | دسته‌بندی: بلاگ | برچسب‌ها: اضطراب زیاد، خطای ذهن، نگرانی، همدلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *