حواس پرتی یا نگرانی!؟ (۳) فکر واقعی اضطرابی چیست؟

" نگران امتحان فردا هستم. نمیدونم از اون جاهایی که من خوندم سوال میاد یا نه؛ می ترسم سر جلسه تمام چیزهایی که خوندم را فراموش کنم. تازه نمره ی این امتحان هم برام خیلی مهمه؛ اگر نمره خوبی نیارم چی؟ دوباره باید امتحان بدم؛ چون معلممون کلاس چهارممون گفته کسانی که نمره ی پایین تر از 12 بیارن باید دوباره امتحان بدن؛ وای نه؛ دوباره ... !"

اضطراب و امتحان
در مطالب قبلی در مورد نگرانی و حواس پرتی در کودکان (۱ و ۲) نکاتی را ارائه کردیم و گفتیم مثل مثال بالا وقتی افراد در موقعیت های استرس زا قرار می گیرند؛ از خطاهای فکر استفاده می کنند. مثلا در مثال بالا فرزند ما توانمندی های خود را دست کم می گیرند و فکر می کنند با توجه به مطالعه کافی نمی توانند نمره ی خوبی بگیرند (تحریف شناختی کوچک نمایی) یا فکر می کنند این امتحان تمام چیزی است که آن ها در زندگی داشته اند و با این امتحان قرار است به بالاترین حد پیشرفت و موفقیت یا برعکس آن برسند (تحریف شناختی سفید و سفید). همانطور که گفته شد این خطاها و یا تحریف های شناختی باعث می شوند که فرزندان ما احساس نگرانی بیشتری داشته باشند و نهایتاً عملکرد طبیعی خود در زندگی را از دست بدهند یا با آن دچار مشکل شوند.

خطاهای شناختی

در ادامه این نکته را بررسی می کنیم که چطور می توانیم با کمک فرزندان خود بهتر به حل مسائلشان نزدیک شویم:

  • همانطور که گفته شد برای رسیدن به حل نگرانی های فرزندان خود باید فکر آن ها را واقعی تر کنیم؛ باید بدانیم دقیقاً قرار است در چه زمینی بازی کرده و راهکارهای دونفره ارائه دهیم؛ مثلاً در موقعیت اضطراب امتحان فکرهای واقعی می توانند این ها باشند: " من می ترسم که امتحان درس x را بیافتم" یا " من احتمال می دم  معلم ما از جاهایی که من خوندم فردا سوالی را نیاورد" و مواردی نظیر این. این فکرها معمولاً به طور مشخص روی نگرانی اصلی فرزند ما سوار هستن.
  • برای واقعی کردن فرزند خود نیازی نیست ایده و تفکر خود را به او بقبولانیم؛ می توانیم با پرسیدن سوال های نسبتاً مستقیم فکر واقعی را از فرزند خود دریافت کنیم؛ سوال هایی مثل "می تونی بگی دقیقاً از چی نگرانی؛ میشه بیشتر توضیح بدی؛ من متوجه نشدم دقیقاً تو از چه چیزی ناراحت و نگران شدی؛ فکر می کنم بهتره با هم ببینیم تو دقیقاً از چی نگران شدی و در آخر عزیزم ببین درست می گم، از اینکه در امتحان نمره خوبی رو نگیری خیلی نگران شدی؟ ".
  • بسیاری از مواقع ترس و نگرانی ها آن قدر زیاد هستند که نیاز داریم اندکی برای رسیدن به نتیجه و مشکل اصلی با کودکمان کمی بیشتر صحبت کنیم و نگرانی های آن ها را حین صحبت کردنشان با همدلی، به آغوش کشیدن، خوب شنیدن و قضاوت نکردن بی جا کمتر کنیم؛ مثلا به جای اینکه بگوییم "من فکر می کنم تو بچه ی تنبلی شدی" بهتر است بگوییم " من دوست دارم با هم به یه نتیجه ای برسیم و ببینیم چرا آنقدر نگران امتحان هستیم". در این جا عملاً با جمع خود و فرزندتان (یعنی گفتن ما) وارد زمین ذهنی او شده اید و گویا دارید او را بهتر درک می کنید.
  • برای احساسات از نام گذاری استفاده کنیم. مثلاً بگوییم "فکر می کنی نگرانی تو شبیه به چه حیوانی می ماند؟ مثلاً خوبه بگیم خرس خطرناک یا مثلاً گرگ ترسناک یا ...". فرزندان ما با بهتر می توانند ارتباط واقعی را با مشکل خود برقرار کنند.
  • ما والدین باید بدانیم زمانی که خیلی دچار تنش و اضطراب می شویم در چهره، بدن، میزان تعریق، ضربان قلب، خواب، خوراک و در مجموع در بدن ما تغییرات خاصی اتفاق می افتد. به این تغییرات نشانگان جسمی اضطراب می گویند. اگر قرار است فرزند ما به خاطر ترس از صبح قبل از برگزاری امتحان تند تند نفس بکشد ما می توانیم به او یادآوری کنیم که او به خاطر ترسش (که می تواند یک ترس طبیعی برای او باشد) دچار این حالت شده است؛ بعد از این فهم مشترک می توانیم از او بخواهیم تا با چند نفس عمیق (مثل خودتان) سعی کند کمی استرس خود را کاهش دهد.
  • لازم است به بچه ها توضیح دهیم که از نمره بد تا به حال کسی نمرده است؛ یا حالت تنگی نفس او برای همیشه این گونه بد نیست؛ یا قرار نیست کسی با یک روز نخوابیدن از بین برود و در نهایت این علامت ها نشانه ی دیوانگی نیست که بخواهیم آن را از مادر و پدر مخفی نگه داریم؛ ممکن است همه در طول زندگی خود با این علامت ها مواجه شده باشند.

درد ناشی از اضطراب

  • گفت و گوی ذهنی سازگاری می تواند در شناخت فکر واقعی و منبع استرس به ما کمک کند. این سوال ها می توانند کمک کننده باشند: "چقدر ممکنه واقعاً پیش بیاد که نتونم امتحان رو خوب پاس کنم؟ آیا واقعا من در موقعیت مشابه هم نتوانستم نمره خوبی بگیرم؟ اگر بدترین وضعیت هم پیش بیاید خوب بعدش چه می شود؟ چگونه می توانم آن را حل کنم؟ اگر راهی پیدا نمی کنم بهتر است چطور عمل کنم تا بتوانم نگرانی ام را کمتر کنم؟" این سوالات می توانند به صورت دونفره و در یک مکالمه انجام پرسیده شوند. در نهایت ما والیدن باید بتوانیم به دو سری سوال اصلی دست پیدا کنیم: یک. برای کاهش اضطراب خودمان، به چه چیزی می توانیم فکر کنیم؟ دو. برای کاهش اضطراب خود، چه می توانیم بکنیم.

در ادامه همین مطلب در قسمت بعدی روشی را معرفی خواهیم کرد که می تواند ما را در حل مسائل بهتر فرزندانمان راهنمایی کند.
ادامه این مطلب را اینجا
بخوانید...

منابع:
- کلیدهای مقابله با اضطراب در کودکان و نوجوانان، نوشته کاتارینا ماناسیس و ترجمه فرناز فرود، مؤسسه انتشارات صابرین.
- کلیدهای پرورش مهارت های اساسی زندگی در کودکان و نوجوانان، نوشته دروتی ریچ و ترجمه اکرم قیطاسی، موسسه انتشارات صابرین.

با ما همراه باشید:
مرکز خدمات روانشناسی همپای کودک
hampayekoodak@
021-46013879
021-46046588

 

نوشته شده توسط همپای کودک در تاریخ ۹۹/۰۷/۲۳ ساعت ۱۸:۴۲ | تعداد دیدگاه‌ها: ۰ دیدگاه | دسته‌بندی: بلاگ | برچسب‌ها: اضطراب زیاد، خطای ذهن، مدیریت استرس، نگرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *