حواس پرتی یا نگرانی!؟ وقتی افکار فرزند ما پر از استرس هستند

کودکان ما در بسیاری از اتفاقاتی که برایشان می افتد ممکن است خیلی احساس نگرانی کنند. آن ها از برنامه های تلویزیون و روزنامه های علمی، کتاب ها و اتفاقات روزمره گاهی بسیار تأثیر می پذیرند. به عبارتی دیگر کودکان ما خود را جای فرد، موجود، شخصیت یا محتوای آن اتفاق به ظاهر واقعی (اما واقعی برای کودک) می گذارند. به همین خاطر هم هست که خیلی اوقات در مورد شخصیت ها و اتفاقات هیجان انگیز و ترسناک حرف می زنند و حتی در مورد آن ها خواب ها یا کابوس هایی را نیز می بینند. در این راستا آن ها در سنین سه تا پنج سالگی در حال شکل دادن به خودپنداره خود هستند، بخش بزرگی از این خودپنداره وابسته به محیط بیرون است؛ یعنی کودکان در این سنین به دنبال بازخورد گرفتن از محیط بیرون هم هستند. به همین دلیل اتفاقات و ماجراهای روزمره برای آن ها اهمیت پیدا می کنند. اما چطور این اتفاقات روزمره می توانند سبب نگرانی زیاد و اضطراب بیمارگونه شوند؟

کابوس دیدن کودک

شاید این مکالمه برای همه ی ما آشنا باشد:

کودک: اگه دزد به خونمون بیاد چی کار کنیم؟
مادر: دزد نمی آید، درها قفل هستند.
کودک: اما اگه بیاد چی؟
مادر: به پلیس زنگ می زنیم.
کودک: اما اگه دزدها سیم تلفن را قطع کنند چی؟
مادر: از سگمون می ترسند و فرار می کنند.
کودک: اگه سگ رو بکشند چی؟
مادر: این طور نمیشه خب
کودک: اما اگه...
مادر: بسه دیگه؛ این حرفا چیه؟

بسیاری از کودکان از اتفاقات و مسائلی که برایشان پیش می آیند احساس نگرانی و گوش بزنگی می کنند. در این مواقع ممکن است ما والدین نیز از این که نمی توانیم بحث و نگرانی کودک را به خوبی مدیریت کنیم یا برای آن راهکاری بیاندیشیم، عصبانی و هراسان می شویم و حتی ممکن است سر فرزندان خود داد بزنیم؛ البته شاید فکر کنیم آن ها قصد دارند ما را آزار دهند و وقتمان را پر کنند. اما آیا واقعاً این گونه است؟

در ابتدا بد نیست بدانیم کودکان نگران چگونه فکر می کنند؟

- آن ها انگار راداری برای تشخیص خطر دارند.
- آن ها بر جنبه های خطرناک یک اتفاق بسیار تمرکز می کنند.
- آن ها توانایی کنترل و سازگاریشان با محیط را دست کم می گیرند و معمولاً به همین دلیل احساس ترس می کنند.
- آن ها بر شکست های گذشته خود بسیار بیشتر تمرکز و توجه دارند و آینده را بسیار خطرناک تر از حالت عادیش می پندارند.
- به خاطر همین ترس ها و نگرانی های شایع _که به آن اختلال اضطراب مفرط یا اختلال اضطراب فراگیر می گویند_ لذت از اتفاقات و زندگی را فراموش می کنند.
- نکته ی مهم این است که خود آن ها متوجه انبوه نگرانی هایشان نیستند؛ در بعضی از کودکان سن پایین تر آن ها اصلاً درکی از نگرانی ندارند.
- گاهی اوقات آن ها از درد جسمانی نیز شکایت می کنند. این درد جسمانی می تواند نوعی شکایت روانی و بیان خطر ناشی از نگرانی در آن ها باشد.
- خستگی مدام، سردردهای تنشی ناشی از نگرانی زیاد، منقبض کردن های عضلات و بداخلاقی ها متعدد می توانند نوعی نمود بیرونی این نگرانی ها باشند.
- در بسیاری از مواقع به دلیل عدم کنترل افکار نگران کننده، فرزندان ما ممکن است دچار کمبود توجه نیز بشوند؛ یعنی بسیاری از تکالیف یا حرف های دیگران را به دلیل توجه زیاد به افکار نگران کننده مخرب، نادیده می گیرند. به همین دلیل ممکن است خیلی از افراد به این کودکان حواس پرت نیز بگویند.
- تصور فاجعه به بار آمدن در کودکان باعث می شود که به عنوان مثال آن ها از ترسناک بودن امتحان بیشتر از خود امتحان بترسند؛ این تصور کاملاً غیرواقعی است (البته نه برای کودک)؛ به نوعی کودک برای محافظت از خود این کار را انجام می دهد. اما این محافظت زیاد کارآمد نیست.

در مطلب بعدی به راهکارهای کاهش نگرانی در کودکان می پردازیم. مطلب بعد را در اینجا بخوانید.

منابع مورد استفاده:
۱. روان شناسی رشد از لقاح تا کودکی (جلد اول)، نوشته لورا برک و ترجمه یحیی سیدمحمدی، انتشارات ارسباران
۲. کلیدهای مقابله با اضطراب در کودکان و نوجوانان، نوشته کاتارینا ماناسیس و ترجمه فرناز فرود، مؤسسه انتشارات صابرین

با ما همراه باشید:
مرکز خدمات روانشناسی همپای کودک
hampayekoodak@
021-46013879
021-46046588

نوشته شده توسط همپای کودک در تاریخ ۹۹/۰۷/۲۳ ساعت ۱۵:۵۶ | تعداد دیدگاه‌ها: ۰ دیدگاه | دسته‌بندی: بلاگ | برچسب‌ها: اضطراب زیاد، افکار کودک نگران، حواس پرتی، نگرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *