جایگزین‌هایی برای نه گفتن به کودکان ۵ تا ۸ سال

انتظاراتی که در این سن می‌توان از کودک داشت

احتمالا "نه" گفتن به بچه‌های دبستانی، تاثیری که انتظار آن را دارید نخواهد داشت، و یا شاید شما بخواهید رویکرد مثبت‌تری برای تربیت فرزندتان داشته باشید. خوشبختانه برای این دستور آمرانه پرکاربرد! جایگزین‌های زیادی و با دلایل خیلی خوبی، وجود دارد.

بچه‌ها اغلب شروع می کنند به بی‌محلی کردن، و ممکن است گاهی نیاز باشد ۱۰ بار چیزی را به کودکتان بگویید تا به شما جواب بدهد.

چه بخواهید که تلاش کنید تا کودکتان را از جنگ و دعوا دور نگه دارید و چه بخواهید همچنان بر آموزش درست از غلط ادامه دهید، سعی کنید از روشی اثرگذارتر نسبت به "نه گفتن" صرف استفاده کنید.

چه باید کرد؟

به نحو دیگری بیان کنید

درخواستتان را به نحوی با عبارتی مثبت‌تر بیان کنید. کودک دبستانی‌تان –که واقعا قصد خواهش از شما را دارد- احتمال بیشتری دارد که مانند خودتان پاسخ بدهد.

به جای اینکه بگویید "نه"، خیلی روشن و شفاف برایش توضیح بدهید که در عوض می‌تواند چه کار کند. به جای اینکه فریاد بکشید "نه! توپ رو پرت نکن تو پذیرایی" برای مثال سعی کنید بگویید: "بیا بریم توپ بازی کنیم". اگر در هنگامی که مشغول درست کردن یک کاردستی است و ممکن است چسب را روی زمین بریزد، از او بخواهید که چند تکه روزنامه زیر دستش بگذارد. به این ترتیب به او راهکار داده‌اید تا کارش را انجام دهد نه اینکه آن را متوقف کند.

چند گزینه در اختیارش بگذارید و دلایل آنها را هم توضیح دهید

هرکسی –مخصوصا بچه‌های دبستانی که که به شدت دنبال استقال و خودکنترلی هستند- ترجیح می‌دهد به جای اینکه به او دستور داده شود، حق انتخاب داشته باشد. پس وقتی پیش از ناهار از شما شکلات می‌خواهد، به جای اینکه سر داشتن و نداشتن شکلات با هم دعوا کنید، به او اجازه دهید تا مثلا بین سیب و انگور هرکدام را که دوست دارد انتخاب کند. یا هر نوع شکلاتی را که دوست داشت، بعد از ناهار، انتخاب کند.

گرچه که ممکن است از پیشنهادهای شما هیجان‌زده نشود، اما بالاخره یاد می‌گیرد که آنها را بپذیرد. او به قدری بزرگ شده که توضیحات شما را درک کند، پس می‌توانید برایش دلیل اهمیت خوردن غذا قبل از خوراکی‌های پرکالری را توضیح دهید.

با معامله به صلح و سازش برسید

قطعا شما نمی‌توانید یک بچه پنج ساله را گول بزنید اما اغلب می‌توانید با معامله و گفتگو مسئله را حل کنید. برای مثال اگر کودکتان یک محوطه ساختمانی بزرگ را دید و دوست داشت که آنجا را بررسی کند، نگویید "نه". در عوض، برای مثال، او را سرگرم جرثقیل‌ها و بولدزرها کنید که بتوانید از سمت دیگر خیابان، با ایمنی کامل آنها را تماشا کنید.

حواستان به اهمیت رابطه‌ای که بینتان هست، باشد

اغلب اوقات کودک دبستانی شما، می‌خواهد از شما چیزی را درخواست کند، و از اینکه بتواند راز و رمزی با شما داشته باشد، لذت می‌برد. پس، از اینکه بینتان کُدهای اختصاصی وجود داشته باشد، لذت می‌برد- برای مثال اشاره‌های ظریفی که بتوانید به جای "نه" گفتن از آنها استفاده کنید. مثلا سریعا به او اشاره‌ای کنید تا متوجه شود باید رفتارش را متوقف کند، یا خیلی آرام روی شانه‌اش بزنید تا متوجه منظورتان شود. کد بین شما هرآنچه که هست، قبل از آنکه انتظار داشته باشید به آن پاسخ دهد، مطمئن شوید که برایش شفاف و مشخص است.

گریه کودک

از موقعیت مسئله‌ساز اجتناب کنید

سعی کنید تا جایی که می‌توانید کودک دبستانی‌تان را از موقعیتی که مجبور به گفتن "نه" در آن می‌شوید، دور کنید. همچنین وسایل خطرناک و یا خیلی باارزش را دور از دسترسش قرار دهید و او را در موقعیتی قرار ندهید که مجبور شود مدام برای آن تلاش کند.

به خاطر مسائل کوچک خودتان را خسته نکنید

خوشبختانه کودک دبستانی شما به نسبت سال قبلش، به راحتی نظم و ترتیب را می‌پذیرد. ولی شما هنوز فرصت‌های زیادی دارید که باید برای آنها به او نه بگویید. پس همه‌ی آنها را استفاده نکنید.

برای مثال اگر برای صبحانه به جای املت، دلش لقمه نون و پنیر می‌خواهد، خب چرا نه؟ یا اگر اصرار می‌کند که به جای جوراب‌های بنفشش، قرمز رنگ‌ها را بپوشد، خب چه اشکالی دارد؟ اگر واقعا برایش اتفاقی نمی‌افتد و شما هم مجبور نیستید که نه بگویید، خب اجازه دهید که همان کار را انجام دهد.

منظورتان را همان‌گونه که هست، بیان کنید

البته که درنهایت، اگر کاری که کودک انجام می‌دهد خیلی مهم است و راه حل‌های جایگزین‌تان پاسخگو نیستند، نباید کار اضافه‌ای انجام داد. با قاطعیت (اما در آرامش)  و با چهره‌ای عاری از هرگونه هیجان، محکم بگویید "نه".  برای مثال؛ "نه، تو نمیتوانی به تنهایی از خیابان رد شوی". اما به طور مثال اگر به او بگویید "نه، نه مامانی"، او از شما پیام صریحی دریافت نمی‌کند و از انجام آن کار، منصرف نمی‌شود.

وقتی که حرفتان را گوش کرد، به او لبخند بزنید و یا در آغوشش بگیرید و بازخورد مثبتی به او بدهید؛ "ممنونم، تو خیلی خوب حرف گوش می‌دهی!"

برای مثال اگر او همیشه با هم‌بازی‌هایش بر سر یکی از کلکسیون‌های اسباب‌بازی‌اش دعوا می‌کند، سعی کنید قبل از رسیدن دوستانش، آنها را جمع کنید. و یا مثلا اگر به خانه مادربزرگ می‌روید، کاری نکنید که هربار به خاطر مراقبت از عتیقه‌های او، کار به دعوا و جنجال بکشد. شما قطعا نمی‌توانید کودکتان را از تمام موقعیت‌هایی که مجبورید در آنها به او نه بگویید، دور نگه دارید، اما اگر چنین موقعیت‌هایی را محدود کنید زندگی برای هر دوی شما راحت‌تر می‌شود و می‌توانید تعداد دفعات بیشتری هم، پاسخ "بله" بدهید.

منبع این مطلب:
سایت "www.babycenter.com"

نوشته شده توسط همپای کودک در تاریخ ۹۹/۰۷/۲۳ ساعت ۱۲:۲۴ | تعداد دیدگاه‌ها: ۰ دیدگاه | دسته‌بندی: بلاگ | برچسب‌ها: رابطه‌ی والد و فرزند، فرزندپروری، قاطعیت، کودک دبستانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *