” بگذار کمکت کنم ” یا ” بگذار اینبار من این کار را انجام دهم ” جمله هایی است که خیلی از والدین قبل از آنکه فرزندانشان دست به امتحان کردن کاری بزنند به زبان می آورند و فرصت تجربه ی آن کار را از او می گیرند . این یک حس طبیعی در والدین است که می خواهند همواره فرزندانشان را یاری کنند , اما در مواقعی این رفتار به جای کمک کردن به فرزندانمان تبدیل به عقب نگه داشتن آن ها از تجربه هایی مثبت می شود .

برای آنکه فرزندانمان به بزرگسالانی مسئولیت پذیر و با اعتماد به نفس تبدیل شوند , راهبرد های ساده ای وجود دارد که می توانند جایگزین کمک های افراطی والدین شوند , لیست زیر ده مورد از این راهبرد ها را در بر می گیرد .

۱ . هرگز ایده های فرزندانتان را مسخره نکنید , حتی اگر این ایده ها عجیب و غریب و غیرعملی بودند .

کودکان هم مانند بزرگسالان دوست دارند با احترام با ایده های آن ها برخورد شود و جدی گرفته شوند . هنگامی که حس کنند در حال مسخره شدن هستند , رفتار طبیعی آن ها عصبانی شدن , سکوت کردن و خودداری از ایده پردازی و به اشتراک گذاشتن ایده های آینده شان با دیگران خواهد بود . اگر به کودکان با دقت و جدیت گوش دهید , گاهی اوقات از ایده های هوشمندانه و زیبای آن ها شگفت زده خواهید شد .

۲ . اجازه دهید فرزندانتان محیط ها و موقعیت های اجتماعی گوناگون را تجربه کنند .

تنها راه بوجود آمدن احساس راحتی و اعتماد به نفس در محیط های گوناگون تجربه ی آن محیط ها و مقابله با احساس ناراحتی و دو دلی اولیه ی کودک در آن محیط ها توسط خود اوست . این به این معنا نیست که به زور کودک را به محیط هایی که دوست ندارد ببرید , بلکه با در جریان قرار دادن او و آگاهی از تمایل و اشتیاق اش , در حالی که نشان می دهید کنار او و همراه او هستید اجازه دهید محیط های جدید را تجربه کند . خواهید دید که احساس دودلی و ناراحتی اولیه ی کودک تبدیل به راحتی خواهد شد و حتی ممکن است پس از مدتی به محیط جدید احساس تعلق نشان دهد .

۳ . فرصت یادگیری نوازندگی یک ساز یا فعالیت در یک رشته ی ورزشی را برای او فراهم کنید .

بدون آنکه او را مجبور کنید , اجازه دهید از میان ساز های گوناگون یا ورزش های مختلف یکی را انتخاب کند , پس از مدتی خود کودک و شما تاثیرات مثبت این انتخاب را خواهید دید . یادگیری یک ساز یا شرکت در یک رشته ی ورزشی به طور منظم باعث کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس در کودکان می شود .

۴ . از فرزندانتان در آشپزی کمک بگیرید.

اکثر کودکان در ابتدا علاقه ی بیشتری به خوردن غذا دارند تا شرکت در تهیه ی آن , اما اگر یکبار این فرصت را به آن ها بدهید که قسمتی از آماده کردن غذا را که به آن علاقه دارند و بی خطر است کنار شما تجربه کنند , همه چیز عوض خواهد شد . از او بخواهید دستیار آشپز یا سرآشپز شما باشد , او را در قسمت هایی از فرآیند آماده سازی غذا که دوست دارد درگیر کنید , غذای موررد علاقه اش را به همراه هم درست کنید و در انتها به فرزندانتان و دیگران بگویید که او چقدر به شما در تهیه ی این غذا کمک کرده و اجازه دهید از این کار احساس سربلندی و غرور به او دست دهد .

۵ . موفقیت های فرزندتان را جشن بگیرید .

این به این معنی نیست که هر رفتار درستی را به طور افراطی تشویق کنید , بلکه هنگامی که کودک در زمینه ای هر چقدر هم کوچک تلاش خوبی از خود نشان داد تشویقی متناسب برای او فراهم کنید . با این تشویق ها به آن ها نشان دهید تلاش مضاعف نتیجه بخش است و همواره باید بیشتر تلاش کرد .

۶ . اجازه دهید فرزندانتان به شما چیزی را یاد بدهند

هیچ چیز به یک کودک بیش از اینکه حس کند چیزی را بلد است که شما دیگران بلد نیستند حس قدرتمندی نمی دهد . یک شعبده بازی ساده , یک ریتم ساده روی پیانو , یک حرکت ساده ی ورزشی , حتی مهارت او در یک بازی خاص چیز هایی هستند که می توانید از او بیاموزید و حس بسیار خوبی را در او ایجاد کنید . کودکان را با اشتیاق به اشتراک گذاشتن آنچه می دانند تشویق کنید , خواهید دید که کار هایی هست که کودکان از ما بهتر انجام می دهند !

۷ . به فرزندانتان اجازه ی خلاق بودن بدهید .

اکثر افراد چون هرگز خلاقیت شان تشویق نشده است  , فکر می کنند هیچ خلاقیتی ندارند . یک بار وسط یک داستان از فرزندتان بپرسید : ” فکر میکنی بعدش چی میشه ؟ ” و ذوق و خلاقیت فرزندتان را مشاهده کنید . سوال های ساده ای مانند سوال بالا به او اجازه ی بروز خلاقیت اش را می دهند , که در تقویت اعتماد به نفس او بسیار موثر است .

۸ . خود شما با اعتماد به نفس رفتار کنید

خواه ناخواه والدین اولین الگو های فرزندانشان هستند . چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم فرزندانمان اعتماد به نفس بالایی داشته باشند , وقتی خود اینگونه نیستیم ؟

۹ . آن ها را تشویق کنید در مورد مشکلات شان با شما صحبت کنند

اگر یک کودک در هر برخوردی عصبانیت و پرخاشگری نشان می دهد , حتما دلیلی وجود دارد . راه آسان و اشتباه تنبیه مداوم او به خاطر این رفتار ها و گذر از مسئله است ,  اما راه حل سنجیده تر و مناسب تر آن است که پس از اینکه آرام شد , بنشنید و در مورد علت عصبانیت کودک از او دلجویی کنید . این رفتار باعث می شود فرزندانمان متوجه شوند که ما واقعا حاضریم به حرف های آن ها گوش بدهیم , که به ایجاد یک صمیمیت و اعتماد مثبت در فضای خانواده منجر می شود .

۱۰ . اجازه دهید شکست و ناکامی را تجربه کنند

تجربه ی پیروزی تقریبا همیشه آسان است , در حالی که شکست این گونه نیست . برای آنکه بتوانیم شکست را تحمل کنیم , باید با آن روبرو شویم و تجربه اش کنیم و راه سازگاری و مقابله با آن را بیاموزیم . در مواقعی که خطری وجود ندارد و نتیجه ی طبیعی کار فرزندمان شکست و ناکامی است , اجازه دهید او این تجربه ی واقعی را لمس کند . ممکن است ابتدا عصبانی شود یا احساس حقارت کند , اما فراموش نکنید که ” کار هایی که به فرزندانتان آموخته اید برای خود انجام دهند , بسیار مهم تر از کارهایی هستند که مستقیما برای آن ها انجام داده اید “